حاج ملا هادي السبزواري

101

شرح مثنوى

آن دعا : چه « لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إلَّا بِالله » ، « وَما تَوْفِيقِي إِلَّا بِالله » 11 : 88 ( 1 ) . ( ( 2227 ) ) پا رهاند روبهان را در شكار * و آن ز دم دانند روباهان غرار ن 493 7 - ك 172 35 غرار : به غين معجمه و راء مهمله ، فريب خوردن و نقصان . ( ( 2230 ) ) ما چو روباهيم و پاى ما كرام * مىرهاندمان ز صد گون انتقام ن 493 10 - ك 173 1 پاى ما كرام : يعنى قوّت پاى ما در پيمودن راه حق ، راهبران كرامند . ( ( 2234 ) ) تا به افسون مالك دلها شويم * اين نمىبينيم ما كاندر گويم ن 493 14 - ك 173 3 مالك دلها : در بعض نسخ : مالك دنيا شويم . و اوّل صحيح است ، به قرينهء : « دست وادار از سبال ديگران » . ( ( 2237 ) ) اى مقيم حبس چار و پنج و شش * نغز جايى ديگران را هم بكش ن 493 17 - ك 173 4 چار : عناصر . و پنج : مشاعر . و شش : جهات . جايى ديگر : عالم مجردات . ( ( 2238 ) ) اى چو خر بنده حريف كون خر * بوسه گاهى يافتى ما را ببر ن 493 18 - ك 173 5 بوسه گاهى : آستان كرام . ( ( 2240 ) ) در هواى آن كه گويندت زهى * بسته اى در گردن و جانت زهى ن 493 20 - ك 173 6 زهى : در مصراع اول كلمهء تحسين است . و در دوم ، زه گريبان و شيرازهء آن . و اگر رعايت تجنيس القافيه را نكنيم جايز است كه دوم به راء مهمله باشد ، به فتح - يعنى رسم و قاعده - يا به ضم - يعنى نيكى و سيرت زهّاد و عبّاد - و از اين است رهبان . ( ( 2244 ) ) حق همىگويد نظرمان بر دلست * نيست بر صورت كه آن آب و گلست ن 494 2 - ك 173 8

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء هود آيهء 88 . .